عامل موفقیت سرودهای اخیر در درک خوب از کف خیابان است
به گزارش این با من، هوشنگ جاوید در بررسی سرودها و مداحی های ساخته شده در روزهای جنگ تحمیلی می گوید: در شرایط فعلی، آمیختگی فرهنگ کوچه و بازار با فرهنگ مردمیِ کوچه و بازار نسبت به آثار تولیدی، پاسخ بهتری به برانگیزانندگی در شرایطی چون امروز است.
به گزارش این با من به نقل از خبر آنلاین به نقل از ایلنا، همیشه موسیقی های ملی میهنی از ارزش و اهمیت خاصی برخوردار می باشند و این اولویت در همه کشورها وجود دارد. دامنه این تمایل به کاربرد موسیقی در شرایط بحران می رسد. موسیقی در همه ادوار و در همه مقاطع تاریخی اهمیت داشته است؛ چونکه روحیه بخش است. این اهمیت در کشور ما دو چندان است چونکه موسیقی در ایران ریشه در مراسم های تاریخی دارد.
در شرایط جنگی موسیقی مانند ابزاری برای روحیه بخشی عمل می کند. ریتم و شعر دو عنصر مهمی هستند که در این بستر مولفه هایی مهم محسوب می شوند و در نهایت موسیقی حماسی را می سازند. اما این تمام ماجرا نیست! زمانی می توان چنین آثاری را ماندگار دانست که توسط عامه مردم در کوچه و بازار زمزمه شوند. حتی باید پا را فراتر گذاشت و آن دسته از آثار ملی میهنی را ماندگار دانست که بعد از چند دهه هنوز در شرایط بحرانی و غیر معمول قابل شنیدن باشند و مفاهیم مهمی چون «وطن پرستی»، «شهادت»، «ایثار» را به شنونده انتقال دهند. نگاهی بر آثار موسیقایی سالیان ابتدایی انقلاب اسلامی و قعطات تولید شده در طول جنگ را، می توان در این دسته آثار قرار داد.
حتی می توان گفت مداحی نیز در آن دوران، نوعی بار موسیقایی داشته و موسیقی محسوب می شده. آثاری چون مداحی های صادق آهنگران، کویتی پور، فخری و دیگران را می توان در این دسته آثار قرار داد.
دوره جنگ 12 روزه، همین طور جنگ تحمیلی سوم که هنوز به انتها نرسیده! برای آهنگسازان، خوانندگان و ترانه سرایان فرصتی بود تا به تولید آثاری ماندگار بپردازند. لااقل طی دو، سه ماه گذشته بالاتر از بیست اثر موسیقایی توسط هنرمندان معاصر با مضامین وطن تولید شده است. البته اغلب این قطعات سفارشی هستند و به درخواست نهادهای فرهنگی تولید شده اند. از طرفی نیز مداحان دست به ابتکار زده اند و به خلاق آثاری جدید با مضامین امروزی در چارچوب جنگ جدید پرداخته اند. اما باید دید چقدر می توان آثار امروز را با قطعات حماسی و رجزخوانی های قدیمی مقایسه کرد، هوشنگ جاوید موسیقی پژوه و منتقد موسیقی در گفتگویش با ایلنا، درباره ی این سوال توضیح داد.
چرا آثار ملی میهنی دهه های قبل نسبت به آثار گوناگون امروزی که در جنگ های اخیر ساخته شده اند، ماندگارتر هستند. گرچه در گذشته، تولیدات سفارشی و ارگانی تا این حد مرسوم نبود حتی امکانات نیز مانند امروز متنوع و کامل نبود.
اکنون نیز همه آثار تولید شده سفارشی نیستند و بعضی از آنها این گونه هستند. مبحث فقط سفارشی بودن آثار نیست و موارد دیگری هم هست که اهمیت دارد و به آنها توجه نمی گردد. بطور مثال سرود «فتح» که بتازگی تولید شده را اثری جدی می دانم که نسبت به آن کوتاهی شده است. جا دارد که این اثر با ارکستر بزرگ تولید و اجرا شود، که این اتفاق نیفتاده است. شعر این اثر را محمد مهدی سیار سروده و امید رهبران به عنوان آهنگساز ذکر شده که نامی مستعار است. من زمانیکه این اثر را شنیدم با خودم گفتم چرا آنرا تا این حد ساده ساخته اند؟! این اثر باید به صورت ارکسترال تولید می شد. واقعاً حیف است که چنین اثری را با یک گروه سرود ساخته اند. می توانستند این اثر را خیلی زیباتر خلق کنند. «سرود فتح» می توانست سمفونیک زیبایی باشد که متاسفانه این اتفاق نیفتاده است.
سرود «فتح» ساخته امید رهبران
همین طور «خیابان و میدان» را مثال می زنم که شعر آنرا میلاد عرفان پور سروده است. «سرود فتح» و «خیابان و میدان» آثار خوبی هستند که به علت کمبود بودجه، کمبود امکانات یا اقتضای شرایط به سرعت تولید شده اند، اما همچنان آثاری شایسته محسوب می شوند.
این اثر عجله برای تولید و رساندن آثار به اجرا و پخش، چقدر کیفیت را تنزل می دهد؟
بدون شک موثر است. گاه شرایط این گونه ایجاب می کند، اما نباید این سرعت بر کیفیت آثار تاثیر بگذارد.
خوانندگان پاپ نیز در دو، سه ماه گذشته بیکار نمانده اند و بعضی از آنها به تولید آثار ملی میهنی، پرداخته اند.
بعضی از این خوانندگان را باید در دسته ای قرار داد که مورد حمایت هستند. آنها با حمایت تهیه کنندگان شان به تولید می پردازند. آثار تولیدی در این مورد را نمی توان درخور دانست. من تولیدات مداحان و آثاری که آنها اجرا می کنند را بهتر می دانم؛ خیلی بهتر.
پس به عنوان یک موسیقی پژوه مداحی را هم دنبال می کنید.
بله. من از آثار برخی مداحان، آقای طاهری و کریمی و برخی دیگر لذت بردم. قطعه «حیدر حیدر» آقای طاهری خیلی زیباست. قطعه دیگری انتشار یافته با عنوان «بزن که خوب می زنی» که توسط مهدی رسولی اجرا شده است.
این دسته از آثار واجد «موسیقی» و «ریتم» هستند؛ مدح ها و رجزهایی که بار موسیقایی دارند.
ببینید. در ارتباط با این آثار باید بگویم؛ در شرایط فعلی، آمیختگی فرهنگ کوچه و بازار با فرهنگ مردمیِ کوچه و بازار نسبت به آثار تولیدی، پاسخ بهتری به برانگیزانندگی در شرایطی چون امروز است.
«خیابان و میدان» ساخته رضا ثقفی با شعری از میلاد عرفان پور
حتی این دسته آثار شاید از آثار «ارکسترال» و «پاپ» گویاتر باشند؛ چون عامه مردم آنها را پذیرفته است.
بله همین طور است. در جنگ 12 روزه هم اثری تولید شد که خیلی جالب بود و آنرا هم موفق می دانم. این اثر خیلی برانگیزاننده و روحیه بخش بود. این اثر بیتی داشت که می گفت «ای یارای یار/برخیز و علم بردار». این اثر در جنگ 12 روزه تولید شد و در جنگ بتازگی هم آنرا می شنویم. مخاطب زمانیکه این اثر را می شنود، تشویق می شود و به شوق می آید که برود وسط میدان. چرا؟ چون اندازه های آن، اندازه مردمی بود و برانگیزانندگی آن هم خیلی درست بود. این اثر همه فهم است و اصطلاحا در ذهن می نشیند. این دسته از آثار، کارهایی هستند که از فرهنگ کوچه و بازار نشات می گیرند.
شعر این اثر به برخی آثار دوران انقلاب اسلامی و جنگ ایران و عراق شبیه است. منظورتان از فرهنگ کوچه و بازار، همان فرهنگ عامه جامعه در مجموع است.
خیر. منظورم فرهنگ مردمی در کف خیابان است. مداحان مذکور، خودشان را به هرآنچه کف خیابان اتفاق افتاده بود، نزدیک کردند. یا می توان گفت؛ آنها خودشان را به فرهنگ کف خیابان نزدیک و نزدیک تر کردند.
البته چنین آثاری از «موسیقی» و «ملودی» و «ریتم» هم کمک گرفته اند.
بله همین طور است. اما بازهم باید گفت آنها علاوه بر مواردی که گفتتید، درک خوبی از کف خیابان دارند و به این علت خودشان را خیلی قشنگ به این فرهنگ نزدیک کردند.
«شعر» و «ادبیات» در این دسته آثار چقدر اهمیت دارد؟
خیلی. ادبیات در فرهنگ کوچه و بازار ساده و زبان گیر است. به این معنا که محتوا ساده است. من همیشه در سخنرانی ها و مصاحبه هایم گفته ام و همه دوستان آهنگسازم نیز می دانند؛ وقتی بخواهی چیزی با عنوان سرود بسازی اول باید زبانی ساده داشته باشی، ساده و زبانگیر. منظورم از زبانگیر؛ همه فهم بودن اشعار است. این دسته از آثار باید سریع ذهن مخاطبان را درگیر کنند.
«حیدر حیدر» با صدای حسین طاهری
«رجزخوانی» چه؟ که در موسیقی آیینی هم با آن مواجه هستیم.
رجزخوانی هم در چنین آثاری رخ می دهد. قطعه «حیدر حیدر» خودش رجز است.
با این حساب باید گفت در شرایط جنگی آثاری مردمی خواهند شد و به دل خواهند نشست و همه گیر خواهند شد که شعری ساده اما گویا داشته باشند. روحیه بخش باشند، یعنی به رجز شبیه باشند.
همین طور است. آثاری که از فرهنگ کف خیابان برآمدند نشان دادند که اگر از این فرهنگ به درستی و البته در چارچوب هنری استفاده شود، نتیجه بخش خواهد بود و بهتر از هنرهای وارداتی است. درست است که موسیقی های وارداتی نو و مدرن هستند؛ اما همه گیر نخواهند شد.
چون این دسته از هنرهای وارداتی بدون فرهنگ ایرانی هستند.
بله. زیبایی آثار خودمان آنجاست که ایرانی های خارج کشور هم آنها را اجرا می کنند. زمانی فیلمهای ایرانی های خارج از کشور را می بینم شاهد چنین اتفاقات و همراهی هایی هستم. زیبایی ماجرا اینجاست که تاثیر فرهنگ خودمان را بر ایرانی ها خارج از کشور می بینم. قاعدتا آنها نباید تحت تأثیر فرهنگ ما باشند؛ چونکه به عنوان یک ایرانی، در قلب فرهنگ غرب زندگی می کنند؛ به همین دلیل تاثیر حقیقی آثار را باید بر خارج نشینان ببینم. تاثیرگذاری بر ذهن این دسته از ایرانی ها نشان داده که چقدر سودجستن از فرهنگ در چارچوب چهارچوب هنری درست و ساده می تواند هم همه گیر باشد و هم سازنده. زمانیکه ذهن ها درگیر چنین آثاری می شوند، فرهنگ سازی نیز رخ خواهد داد. برای تاثیرگذاری نیاز به کنگره و همایش و جلسه نداریم؛ چونکه تولیدات برقرار است و چنین آثاری حتماً نیاز به حمایت دارند. این آثار باید مورد حمایت قرار گیرند. شاهد می باشیم که بجای حمایت های درست و سازنده بدنبال این هستند که به فلان افراد چند میلیارد بدهند تا قطعه ای تولید شود. نباید چنین باشد.
چه باید کرد؟ نهادها و ارگان های صاحب بودجه و امکانات باید از سلبریتی پروری دست بر دارند.
باید عزیزانی مورد حمایت قرار گیرند که راحت وارد جامعه شده اند و بواسطه آثارشان با مردم ارتباط گرفته اند. این کار مفیدتر است و نتایج بهتری خواهد داشت و به ماندگاری آثار ملی میهنی کمک خواهد نمود.
آیا آثار دیگری از مداحان و روضه خوانان سراغ دارید که مردمی و ماندگار باشند؟
آقای محمود کریمی اثری ساخته اند که ضروری است از آن یاد کنم. این اثر درباره ی ایران است و در چارچوب ارکسترال اجرا شده است. این اثر به شکل نوحه گری اجرا شده و راجع به ایران است. این اثر خیلی زیبا بود و جلوه کرد. منظورم آن اثر «ای ایران ایران» نیست.
«بزن بزن که داری خوب می زنی» با صدای مهدی رسولی
چرا آهنگسازان و کنشگران موسیقی ارکسترال، آثار ملی میهنی را تولید و بازتولید نمی کنند؟ بطورمثال این که «ارکستر سمفونیک تهران» و «ارکستر ملی ایران» که حمایت های دولتی دارند، می توانند بهتر عمل کنند.
البته، در طول این مدت بعضی از آهنگسازان فعالیت نموده اند و به تولید آثاری نیز پرداخته اند؛ اما اسم خودشان را در خفا نگه داشتند. من این قسمت از ماجرا را قشنگ می بینیم؛ چون این دسته از هنرمندان نخواستند بگویند ما این کار را کرده ایم. آنها تلاش نکردند از خودشان سلبریتی بسازند یا از اسم و موقعیتی که دارند در راستای دیده شدن، استفاده نمایند. به نظرم این کار نوعی تعهد هنرمندانه است و باید به این دوستان احترام گذاشت. این که آهنگسازان اثر بسازند اما با نامی دیگر، هیچ ایرادی ندارد و همین که به میدان عمل آمده اند و تولید اثر کرده اند، خودش اتفاق بزرگی است. آنها نخواستند از خودشان سلبریتی بسازند، اما خواستند بگویند که ما در میدان هستیم. از این دسته هنرمندان تشکر می کنم. اساسا پس از پایان جنگ و مسایل در ارتباط با آن، مشخص خواهد شد که چه کسانی کار ساختند و آن وقت است که دولت و مردم باید از آنها تشکری جانانه به عمل آورند. من و شما خوانندگانی را سراغ داریم که با آثارشان خودنمایی کردند. هم حمایت شدند و هم خودنمایی کردند. بعضی از این آثار، که به عنوان قطعاتی در موقعیت هایی خاص چون جنگ ساخته شده اند، اصلا قابل قبول نیستند. من در این مورد باز هم مدح یا سرود «برخیز و علم بردار» را مثال می زنم که چقدر خوب عمل کرد. زمانیکه همه مردم ناراحت و عصبی هستند باید اثری ساخته شود که آنها پای کار بیایند و بیشتر کمک کنند تا این که غمگین شوند و زاری نمایند. اثر خوب همانی است که موجب می شود مخاطبان در میدان مشتشان را گره کنند.
به هیچ وجه نباید در چارچوب «موسیقی»، «سرود» یا «مداحی» به جامعه یأس تزریق کرد.
بله و من چنین آثاری را در موقعیت مهمی چون جنگ، اصلا نمی پسندم. هر شعر قشنگی سرود نمی شود و این که در شرایط جنگ قرار نیست کسی زار بزند. هر اثر باید در زمان مناسبش تولید و منتشر شود. این خیلی مهم می باشد. در شرایط جنگی اثر باید برانگیزاننده و روحیه بخش باشد.
این مبحث را باید به صدا و سیما نیز گوش زد کرد که آثار غمگین و یاس آور مناسب این روزهای کشورمان نیست. البته تلویزیون بیشتر مداحی پخش می کند. اما آن معدود آثار پاپ و سنتی هم که مناسب زمان حال نیستند.
یکی از شبکه های صدا و سیما سریالی پخش می کند که اگر درست بگویم «بیگانگان» نام دارد. در تیتراژ این مجموعه از ترانه مردان خدای آقای جلال محمدیان استفاده شده. این اثر در نخستین سال جنگ ایران و عراق ساخته شده و آنرا با تصاویر جنگ به شکل ویدیویی پخش می کردند. همین سبب شد مردم از آن یادگارهای خوب ذهنی داشته باشند.
شما استفاده یا حتی باز تولید آثار نوستالژیک را درست می بینید؟
بله اگر این استفاده درست باشد و در زمان مناسب صورت گیرد، بله موافقم. چونکه نه؟ هنر یعنی همین. اتفاقا تلفیق در چارچوب پیام سازی برای رسانه اصلش همین است؛ این که بتوانی از اِلِمان ها خوب استفاده کنی و یک کولاژ خوب و یک چینش درست ارایه دهی که ذهن ها را تسخیر کند. تسخیر اذهان، مبحث خیلی مهمی است.
یکی از مولفه های مهم در این حوزه، تصویر است.
تصویر هم مقوله خیلی مهمی است. اگر توجه کنید برخی کارها که طی جنگ و اتفاقات مورد توجه قرار گرفتند؛ دلیلش این بود که روی تصاویر جنگ پخش شدند. همان قطعات را اگر خالی پخش کنند، کسی آنها را گوش نمی دهد.
روند تولید آثار ملی میهنی، شامل موسیقی ها، سرودها و مدح ها و رجزها را طی چند ماه گذشته موفق می بیند؟
مجموع همه این ها هنوز به اوج نرسیده اند. یعنی به اوجی که در دفاع مقدس به آن رسیدیم، نرسیده اند. حرکت، حرکتی خوب بوده. علتش اینست که بعد از بین رفتن «مرکز موسیقی دفاع مقدس» تولیدات کم شده بود. بطورمثال این که جشنواره موسیقی پایداری، کژدار و مریز اجرا شد. در ادامه به سراغ سرودهایی رفتند که همه آنها از موسیقی های آرابسک و ترکیه ای کاور شده بودند. در چنین شرایطی است که می گویم فعالیتها و تولیدات کم و بیش خوب بوده. این گونه بگویم، که حرکتی انجام شده و گام محکمی برداشته شده، اما هنوز به اوج نرسیده است.
آیا در انتها می توان این گونه نتیجه گرفت که اگر موسیقی و مداحی با هم بیامیزند و با فرهنگ مردم آمیخته شوند، ماندگار خواهند شد؟ شاید اگر یک موزیسین در کنار مداحان باشد خروجی بهتری حاصل شود. یا حتی شاید حلقه مفقوده همین باشد.
ما سال ها گفتیم و تکرار کردیم که در اصل موسیقی مذهبی ما باید آکادمیک شود؛ به خصوص مداحی ما. اما کو گوش شنوا؟! این عزیزانی هم که الان مشغول فعالیت هستند، شناخته یا ناشناخته به دل ماجرا زده اند تا ببینیم چه خواهد شد.
243
به طور خلاصه اما این تمام ماجرا نیست! یا میتوان گفت؛ آنها خودشان را به فرهنگ کف خیابان نزدیک و نزدیک تر کردند. یا حتی شاید حلقه مفقوده همین باشد.
منبع: inbaman.ir
این مطلب را می پسندید؟
(1)
(0)
تازه ترین مطالب مرتبط
نظرات بینندگان در مورد این مطلب
نظر شما در مورد این مطلب
نام:
ایمیل:
نظر:
سوال:
= ۵ بعلاوه ۲