دغدغه های بازیگری که مدیر شد

به گزارش این با من، اتابک نادری، مدیر کل هنرهای نمایشی به بهانه هفته دولت با حاضرشدن در ایسنا از دغدغه ها و برنامه هایش در حوزه بهبود ساز و کار اقتصادی تئاتر و دفاع از گروههای نمایشی، بازبینی در اموری مانند بخشنامه شورای نظارت و ارزشیابی، دفاع از تئاتر استانها، بازسازی و بهسازی مجموعه هایی مانند تئاترشهر و تماشاخانه سنگلج و... سخن گفت.
به گزارش این با من به نقل از خبر آنلاین به نقل از ایسنا، این بازیگر که مسئولیت های اجرائی همچون مدیریت دفتر امور استان ها در اداره کل هنرهای نمایشی، مدیریت تماشاخانه سنگلج و مجموعه تئاترشهر و سرپرستی اداره کل هنرهای نمایشی را عهده دار بوده، مدیریت را برای بازیگری که روی صحنه نفس کشیده و مقابل دوربین رفته، همچون یک سم می داند در عین حال تأکید داد که مدیریت اداره کل هنرهای نمایشی را بعنوان تکلیفی فرهنگی پذیرفته تا همکاران و هم صنفانش در وضعیت بهتری فعالیت کنند.
وی در این گفتگو در رابطه با برگزاری چهل و پنجمین جشنواره تئاتر فجر به شکل ملی یا بین المللی و هم استعفای کورش سلیمانی از مدیریت مجموعه تئاترشهر هم سخن گفت. این گفتگو قبل از اعلام رسمی انتخاب ایوب آقاخانی بعنوان دبیر این نوبت از جشنواره انجام شد که بخش اول آن پیشتر بر خروجی ایسنا قرار گرفت.آنچه پیش رو دارید، دیگر مباحث طرح شده در این گفتگوست.
در شرایط خیلی دشواری مدیریت مرکز هنرهای نمایشی را بر عهده گرفتید و باتوجه به سابقه تان در مدیریت تماشاخانه سنگلج، مجموعه تئاترشهر و سرپرستی اداره کل هنرهای نمایشی، بطور قطع برای خودتان ایده ها و برنامه هایی داشتید. باتوجه به مسایل و مشکلاتی که به شکل عمومی در کشور وجود دارد و مشکلاتی که به شکل خاص در تئاتر داریم، فکر می کنید چقدر در این مسئولیت بتوانید کارآمدی داشته باشید؟
همانطور که اشاره کردید در موقعیت خاصی قرار گرفتیم و این وضعیت، در کشور، عمومی است. مساله ژئوپلیتیک، جنگ، تنش های روانی، شرایط اجتماعی و... همه مشاغل را تحت تأثیر قرار می دهد ولی مهم، این است که تئاتر در بدترین شرایط هم، یک وظیفه و رسالت اجتماعی دارد. در این نوبت هنرمندان ما ایثار و از خودگذشتگی خیلی از خود نشان دادند. آنان روی صحنه اعلام حضور کردند و حالا بر صحنه های مختلف نمایش اجرا می کنند. از طرف دیگر کشور ما در حالت جنگ قرار دارد که طبیعتا بر بودجه و مناسبات فرهنگی تأثیر می گذارد ولی هیچ یک از اینها برای من بعنوان یک نگرانی محسوب نشد. به من تکلیفی شد و امیدوارم بتوانم بعنوان کهنه سربازی در وزارت فرهنگ و اشاد اسلامی و خادمی کوچک در عرصه تئاتر، کمک کنم. با این انگیزه آمدم. طبیعتا ایده های مدیریتی و برنامه های اجرائی هم دارم ولی هم اکنون برای سر و سامان دادن به وضعیت تئاتر باید یک نگاه هایی را تقویت نماییم. به این معنا که در گام اول، باید بتوانیم به قوانینی که وجود داشته، سروسامان بدهیم، به تسهیل گری امور و رونق اقتصادی فکر نماییم. تعارف که نداریم در وضعیت عادی و حتی اگر جنگ هم نبود، ما همیشه در حوزه اقتصادی در تئاتر مشکل داشتیم. در حالی که معتقدم یکسان سازی درآمد و اقتصاد هنر به صورت های مختلف در فضای تئاتر تعریف شده ولی این تعاریف به خروجی اجرائی نرسیده است. بعنوان نمونه با راه اندازی تماشاخانه های خصوصی بعنوان پتانسیل هایی برای جذب جوانان و استعدادیابی، راهی برای شکوفایی یکسری کارهای خلاقانه به وجود آمد ولی هم اکنون می بینیم در تماشاخانه های خصوصی، به شکلی ستارگان سینما و تئاتر کار می کنند و گویی هدف اصلی راه اندازی آنها در اولویت دوم قرار گرفته است.
ـ همان گونه که اشاره کردید، تئاتر حتی در وضعیت غیرجنگی هم از نظر اقتصادی تحت فشار و نیازمند حمایت دولت می باشد. خود شما بعنوان بازیگر در خیلی از آثار نمایشی حضور داشته اید و می دانید که یک گروه به جهت اینکه کارش را به صحنه برساند، چقدر باید تلاش بکند اما هم اکنون به سبب شرایط اقتصادی، ضرورت هایی مانند دکور یا لباس از تئاتر ما حذف گردیده است. ضمن این که در این چند ساله نقش حمایتگری دولت هم کمرنگ شده. یعنی اگر زمانی دولت کمک هزینه هایی پرداخت می کرد، حالا هم بودجه دولت محدود شده و هم آن کمک هزینه ها واقعا پاسخگو نیست. از طرف دیگر از رسالت اجتماعی تئاتر صحبت کردید ولی وقتی هنرمند از نظر اقتصادی تأمین نباشد، ممکنست به بیراهه یا کج راهه هم کشیده شود. بعنوان یک مدیر و هنرمند دغدغه مند، چه راهکاری برای این وضعیت دارید؟
در آغاز عرایضم عرض کردم ضروری است که یک بازبینی داشته باشیم. هم اکنون حمایت دولت به معنای آنست که بودجه ای به هنرمند تئاتر بدهد که او کار کند. این مسیر باید تحلیل بشود و تعریف های جدید خویش را پیدا کند. ما دفاع از تولید داریم، یا دفاع از توزیع یا دفاع از مصرف کننده. شکل کلی حمایت این است ولی این که کدام یک از اینها در سیستم مدیریتی می تواند برای ما آورده بهتری داشته باشد و به تقویت زیرساخت های اصلی ما بینجامد، موضوعی است که باید به آن فکر نماییم. باز هم از تماشاخانه های خصوصی مثال می زنم. ظاهرا خیلی از آنها خوب هم کار می کنند چون مجموعه ای متشکل از سالن تئاتر، رستوران، کافه و... دارند و می توانند گلیم خویش را از آب بیرون بکشند. تازگی هم که خودشان تولیدات نمایشی هم انجام می دهند و بعنوان مجری تولید و... فعالیت می نمایند و این امیدوار کننده است که تماشاخانه های خصوصی از صرفاً سالن بودن به سوی جریان تئاتر خصوصی حرکت می کنند.
وقتی از شرایط اقتصادی صحبت می کنم، لاجرم مقصودم، دادن پول نیست بلکه ما حمایت های دیگری که می توانیم داشته باشیم، نداریم و در این مورد محدودیت هایی داریم. بطورمثال محدودیت در اینترنت یا فضای تبلیغاتی که سبب می شود رونق اقتصادی لازم را نداشته باشیم. ازاین رو اگر بخواهم بازگردم به پرسش شما، ضروری است که یک بازبینی در سرفصل های حمایت های کمی که دولت بعنوان بودجه حمایتی تعریف کرده، داشته باشیم، این که دفاع از بخش خصوصی چیست، دفاع از بخش دولتی چیست و چرا باید این حمایت به این شکل انجام بشود. باید به راه هایی برسیم که حمایت دولت را به توسعه پایدار و یا حداقل روشن تری در آینده هدایت کند که در این گفتگو مجال باز کردن این بحث نیست.
ـ موضوع خیلی مهم دیگر، بحث بازسازی و بهسازی مجموعه های تئاتری مان است مانند تماشاخانه سنگلج، مجموعه تئاترشهر و تالار هنر و... به کرات از مدیران شنیده ایم که بودجه های عمرانی برای بازسازی و بهسازی این مجموعه ها معمولا محدود است و از آنجائیکه بحث امنیت این مجموعه ها هم مطرح است، این مساله ایجاد نگرانی می کند. در دوره مدیریت تان در تماشاخانه سنگلج نشان دادید که در این مورد هم دغدغه مند هستید. حالا در جایگاه مدیر کل هنرهای نمایشی برنامه ای دارید برای همکاری با وزارت میراث فرهنگی یا شهرداری و دیگر نهادها و آنهایی که می توانند به مجموعه وزارت ارشاد کمک کنند؟
نگهداری اماکن تئاتری پروتکل هایی دارد و ما کمی از استانداردهایی که در این عرصه وجود دارد، دور هستیم. در همه جای دنیا تئاترها فصل های تعطیلی دارند که ما در ایران نداریم. ما از ۷ فروردین که روز هنرهای نمایشی است، فعالیت مان را آغاز می نماییم و می خواهیم تا ۲۵ اسفند کار نماییم و همه هم به این سیستم عادت کرده ایم چون هرگزاستانداردها را رعایت نکرده ایم. در حالیکه در دنیا تئاترها هم مانند مدارس، یک زمان تعطیلی دارند که در آن، تعمیرات و بهسازی را انجام می دهند و ساختمان تئاتر می تواند نفسی بکشد ولی ما این کار را انجام نمی دهیم و این چنین است که ساختمان هایمان دارد فرسوده می شود و در مقابل، برای بازبینی در بودجه تعمیرات هم، پیشنهادی را به شکل رسمی و مکتوب ارائه کرده ام. برنامه من این است که در بحث بودجه، یک سرفصل بودجه اختصاصی برای مجموعه تئاتر شهر و تماشاخانه سنگلج بعنوان دو سالنی که در لیست آثار ملی ثبت شده اند، داشته باشیم. اهتمام داریم با مساعدت وزارت فرهنگ و همراهی مجلس و سازمان برنامه و بودجه ردیف مستقلی برای تعمیر و نگهداری و مرمت اماکن خاص مان، ایجاد شود. البته باید ردیف بودجه تئاتر شهر و سنگلج در مجلس تصویب بشود چونکه این بودجه ربطی به بودجه های عمرانی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ندارد. وزارتخانه فقط بودجه عمرانی دارد که طبیعتا کفاف هزینه های تعمیرات و ساخت و ساز بناهای فرهنگی در کل کشور را نمی دهد و دیگر این که هر سازمان و ارگانی که بخواهد برای نگهداری، تجهیز و بروزرسانی این سالن ها قدمی بردارد، بنده بعنوان یک فعال تئاتری، قدردان آن هستم.
اخیرا خدمت آقای دکتر ناظم، مدیرعامل محترم شرکت توسعه فضاهای فرهنگی شهرداری بودم و به دعوت ما، ایشان بازدیدی از تئاتر شهر انجام دادند. طبق نظرشان مقرر است سردر و درهای چوبی مجموعه با نظر کارشناسی میراث، ساب بخورد. فکر می کنم بالاتر از ۴۰ سال است که به این امور رسیدگی نشده. در دوره های قبلی سازمان زیباسازی شهرداری، اواخر مدیریت بنده و زمان مدیریت آقای پیمان شریعتی، نورپردازی مجموعه تئاترشهر انجام شد.
اینگونه ساختمان ها باید از کمک نهادهای مردم نهاد مانند شهرداری بهره مند شوند و البته هر زمانی که سراغ شان رفتیم، انصافا نه نگفته اند و همواره پای کار بوده اند. ولی مواردی مانند بهسازی، ایمن سازی و به روز رسانی مجموعه های ما آنچنان زیاد است که هر چقدر کار می نماییم، باز هم کم است. در رابطه با حریم مجموعه تئاترشهر، خوشبختانه با مساعدت وزارت میراث فرهنگی، شهرداری، خود مجموعه وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، دفتر طرح های عمرانی و شخص آقای دکتر صالحی، وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی که خیلی پیگیر بودند، داریم به مرحله بهره برداری نزدیک می شویم. خود محوطه مجموعه تئاترشهر می تواند آوردگاه خوبی برای اجرای برنامه های اجتماعی تئاتری باشد و تصویر جدیدتری از کارهای تئاتر را ارایه بدهد.
ـ پیشتر آقای جمشیدی، مدیر دفتر طرح های عمرانی عنوان کردند که بخش دوم پروژه حریم به تأمین اعتبار وابسته است و اظهار امیدواری کردند که این اتفاق رخ بدهد. شما خبر تازه تری دارید؟
فاز نخست که شامل تعمیر دیواره و درهاست، انجام شده. همانطور که می دانید، خود این دیوار هم جزء طراحی های زیبای معماری است و بعنوان یک اثر معنوی هنری ثبت شده است. برای شروع فاز دوم که شامل طراحی و چیدمان و مبلمان این مجموعه است، مقرر است لنداسکیپی داشته باشیم که می توانیم این کار را به مرور انجام بدهیم. یعنی خللی در کارهای ما نخواهد داشت. مساله اصلی این بود که آن نرده های آهنی آبی رنگ که خیلی هم مورد انتقاد جامعه مخاطب و هنرمندان تئاتر بود، برداشته شده است و فکر می کنم این بخش ظرف این یک ماه تمام می شود و می توانیم از محوطه استفاده نمائیم. طراحی های بعدی شامل حوض، باغچه ها، درختکاری و... است. چیدمانی که ما پیش بینی کرده ایم، ایجاد غرفه کتاب، غرفه هدیه و صنایع هنرهای نمایشی است. ما فعالیت خویش را ادامه می دهیم و این بخش ها را بتدریج انجام خواهیم داد. یعنی قرار نیست اجرای این بخش ها برای ما مشکل ساز بشود. ما کارمان را انجام می دهیم، هر زمان هم که بودجه رسید که فکر می کنم با سرسختی که از آقای جمشیدی سراغ دارم، دنبالش خواهد بود، بزودی این اتفاق رخ بدهد، فاز دوم را آغاز خواهیم کرد.
ـ حالا که بحث تئاترشهر است، در رابطه با تغییر مدیریت مجموعه صحبتی داشته باشیم. در بسیاری موارد، با تغییر یک مدیر، زیر مجموعه های آن هم تغییر می کند ولی تغییر مدیریت مجموعه تئاترشهر در مقطع اخیر، برای قسمتی از جامعه تئاتری پرسش برانگیز بود و پس از اعلام استعفای آقای سلیمانی، از سخنان برخی از دوستان تئاتری اینگونه برداشت شد که بحث اختیارات مطرح بوده. باتوجه به سابقه خود شما بعنوان مدیر این مجموعه، فکر می کنید مدیر مجموعه ای مانند تئاترشهر چقدر باید اختیارات داشته باشد؟
هر مدیریتی اختیارات تعریف شده خویش را دارد. در رابطه با استعفای آقای سلیمانی، ما پس از این استعفا با ایشان صحبت کردیم یعنی از طرف رابطه خودم با ایشان مطمئنم ولی در رابطه با بحث اختیارات که مطرح می کنید، خودشان در این مورد چیزی نگفتند ممکنست برخی از دوستان در مورد موضوع اشراف کافی نداشته باشند ولی اظهار نظر می کنند. اطلاعی ندارم که وضعیت آقای سلیمانی پیش از حضور بنده چه طور بوده ولی وقتی من خدمت دوستان رسیدم به آنان گفتم هر برنامه ای دارید، با قدرت ادامه بدهید. ما کنارتان هستیم. آقای سلیمانی هم کاملا پذیرفت. ایشان ۳۱ تیر ماه استعفای خویش را ارائه کرد در حالی که حدود یک هفته قبل از آن با هم صحبت کرده بودیم و مجدداً ایشان را دعوت به کار کردم. همانطور که می دانید، ایشان از جانب دانشگاه خواجه نصیر، مامور به خدمت بودند و ما پیگیر تمدید همکاری شان بودیم چونکه خواستار ادامه این همکاری بودیم. در دو سه جلسه ای که با هم داشتیم، متوجه شدم که ایشان بیشتر از خودِ مجموعه تئاترشهر دلگیری داشتند. علی ای حال وقتی مسئولیت قبول می نماییم، شایعه ها زیاد است و نمی دانم این حرف ها از چه جهتی بود ولی ایشان تأکید داشت که اگر فکر کنم، به هر علتی، نمی توانم مفید واقع شوم، اهتمام می کنم نباشم. من هم به ایشان گفتم برای من که همیشه عزیزید چونکه ایشان یکی از دوستان خوب من هستند. علی ای حال به ایشان گفتم داریم نامه تمدید همکاری تان را می زنیم که به من گفتند یکروز فرصت بدهید و پس از ظهر همان روز، دیدم استعفایشان را در پاکت محرمانه ای برای من فرستادند ولی یک ساعت بعد کارکنان مجموعه تئاترشهر گفتند که ایشان خداحافظی کرده اند که اتفاقا روز اول اجرای آقای میرمنتظمی هم بود و این استعفا خیلی ناگهانی شد. به هر صورت، باتوجه به صحبت هایی که داشتیم، دیدم تصمیم شان را گرفته اند و ما هم به تصمیم ایشان احترام گذاشتیم.
از جانب دیگر مجموعه به آن مهمی هم که نمی توانست بدون مدیر بماند. ازاین رو از آقای اصغر خلیلی که ایشان هم از دوستان مشترک ما و مدرس و کارگردان تئاتر هستند، دعوت به همکاری کردیم. به ایشان هم تأکید کردم که شما مدیر آن مجموعه هستید و در انتخاب آثار، کار حرفه ای خویش را انجام بدهید همچنانکه به جدولی که آقای سلیمانی تنظیم کرده بودند، هم پایبند ماندیم چونکه تعهدات ایشان، تعهدات مجموعه است. اینگونه نیست که با تغییر مدیر، با تعهدات قبلی کاری نداشته باشیم بلکه ادامه دهنده برنامه ایشان هستیم چه در حوزه تک اجرائی شدن که جزو کارهای خوب آقای سلیمانی بود و چه در رابطه با هر چیز دیگری که فکر می نماییم به نفع مجموعه یا ساختمان تئاترشهر است. چون ساختمان تئاتر را قسمتی از وجود خود می دانم و با هر چیزی که بخواهد به آن صدمه بزند یا سبب نازل شدن سلیقه و سطح حرفه ای کار باشد، مخالفت خواهم کرد. بنده باتوجه به روحیاتی که از همکارانم دارم، آنان را در عرصه وظایف خودشان، مختار و آزاد گذاشته ام. این که چه اتفاقی افتاده که برخی از دوستان چنین تعبیری داشتند، خدا می داند.
ـ کمتر از ۶ ماه تا برگزاری جشنواره تئاتر فجر باقیمانده، جشنواره ای که بعنوان ویترین تئاتر ایران شناخته می شود. پیشتر شاهد حضور گروههای خارجی خوبی در این جشنواره بودیم ولی شاید با شرایط امسال نتوانیم انتظار داشته باشیم که جشنواره به شکل بین المللی اجرا شود.
جشنواره فجر و همه جشنواره ها برای جامعه هنرمندان و خانواده تئاتر مهم هستند و جایگاه خویش را دارند. جشنواره فجر، از نظر وسعت، مهم ترین جشنواره ماست. باتوجه به فضای عمومی کشور و کارهای به جا مانده ای که مدام هم زیادتر می شود، برنامه های ما تغییراتی کرد. ما معمولا دو تا جشنواره را در شش ماهه اول سال برگزار می کردیم و دو سه جشنواره را در شش ماهه دوم اما امسال همه این جشنواره ها به خاطر شرایط پیش آمده، به ۶ ماهه دوم سال منتقل شده و ترافیک کاری خواهیم داشت ولی مشخصاً در رابطه با فجر و ملی یا بین المللی بودن آن باید بگویم، جشنواره بین المللی تئاتر فجر جایگاه خویش را دارد و اصلاً هم مساله مان این نیست که حتما ملی باشد یا بین المللی. جشنواره ای مانند این جشنواره در تئاتر ما آنقدر اعتبار دارد که افراد، حتی از خارج از کشور جهت شرکت در آن درخواست دارند تا با حاضرشدن در این جشنواره، امضایی بزنند. این آورده هنر ایران است و ربطی به هیچ مدیر یا سیاست گذاری ندارد. مقصودم این است که جشنواره ها را مصادره نکنیم چون گاهی این بحث پیش می آید که جشنواره فجر متعلق به دولت می باشد در حالی که جشنواره تئاتر فجر و همه جشنواره های دیگر متعلق به هنرمندانی هستند که با حضور خود در دوره های مختلف این جشنواره چه بعنوان دبیر یا داور یا گروه شرکت کننده، به آن اعتبار دادند و این چنین است که هنرمندی مانند پیتر شومان از دل امریکا به شکل خودجوش و بدون این که ما از او بخواهیم برای افتتاحیه جشنواره تئاتر عروسکی تهران مبارک به شهدای مدرسه میناب ادای احترام می کند و این آدم در سابقه کاری اش هم هست همچنانکه در زمان جنگ ویتنام هم واکنش خویش را نشان داده. او خویش را بعنوان یک کنشگر هنر در دنیا تثیبت کرده. در رابطه با جشنواره تئاتر فجر، گروه هایی از خارج از کشور اعلام آمادگی کرده اند. اتفاقاً قدرتی که ایران در این جنگ از خود نشان داد، علی ای حال بازتاب فرهنگی هم دارد. فعلاً شخصا در رابطه با بین المللی یا ملی بودن جشنواره فجر بحثی ندارم. این مساله به نظر دبیر جشنواره بستگی خواهد داشت؛ این که بخش بین الملل حضوری باشد یا مانند جشنواره نمایش عروسکی آنلاین باشد و... اینها مسائلی است که شورای سیاست گذاری باید تصمیم گیری کند.
جمع کردن این شورا خیلی سخت بود چون هریک مشغله کاری خودش را داشت. خوشبختانه افرادی در آن حضور دارند که سابقه کارهای اجرائی هم دارند. هدف ما این بود که یک شورای تشریفاتی نداشته باشیم. انتخاب دبیر از طرف شورای سیاستگذاری، تصمیم درستی بود که متاسفانه در بعضی دوره ها به آن بی توجهی کرده بودیم. می پذیرم که انتخاب دبیر، کمی دیر شد ولی باتوجه به شرایط فعلی کشور، من فکر می کنم انشاءالله سالی شلوغ و پر ترافیک کاری خواهیم داشت همین که هنرمندان در حالت جنگ و با علم به این وضعیت، روی صحنه هستند، نکته مهمی است. از طرف دیگر استقبالی که از طرف تماشاگران انجام شده و عطشی که برای دیدن تئاتر شکل گرفته، مرا خیلی امیدوار کرده به جشنواره های خاص این نوبت. باتوجه به شرایطی که داریم، معتقدم جشنواره فقط برگزاری یک رویداد نخواهد بود بلکه پیامد اجتماعی خیلی بسیار مهمی برای کشور و حتی در سطح جهانی خواهد داشت چونکه هنرمندان کنشگری خویش را داشتند.
ـ از شور و اشتیاقی که پس از جنگ در تئاتر ایجاد شده، فرمودید. واقعا هم از نظر حضور گروههای نمایشی و هم از نظر استقبال تماشاگران، بسیاری از نمایش ها با استقبال تماشاچی مواجه گشتند و هنرمندان هم نشان دادند که در وضعیت سخت هم کار می کنند و ترسی هم ندارند ولی جسته گریخته از یکسری گروه ها می شنویم که سختگیری هایی وجود دارد. بطورمثال نمایشی که پس از پشت سر گذاشتن تمام مراحل قانونی، مجوز گرفته و روی صحنه رفته، همچنان گرفتاری دارد و مواردی به گروه تذکر داده می شود. بعنوان یک بازیگر می دانید که این شرایط برای یک گروه نمایشی، چقدر دشوار است.آیا مانند ساز و کار بودجه، در ساز و کار شورای نظرات و ارزشیابی هم قرار هست بازبینی صورت بگیرد؟
یکی از دستوراتی که آقای وزیر در حکم به بنده ابلاغ فرمودند، این به روز رسانی ها بود. در حقیقت کارایی تسهیلگری که یکی از راهکارهای آن، برگشت باردیگر به قوانین و آئین نامه هاست. یکسری قوانین بالادستی داریم که خارج از تصمیم گیری ماست. اما یکسری آئین نامه های اجرائی داریم که باید در آن دخل و تصرف داشته باشیم و آنها را به روز رسانی نماییم. باتوجه به اقتضائات فعلی، یکی از این آئین نامه ها، همین آئین نامه های شورای ارزیابی و صدور پروانه اجرای نمایشی است. حتی در حوزه به کارگیری واژه ها ما باید کار نماییم چون ما شورایی داریم که پس از ارزیابی، پروانه اجرای نمایش را صادر می کند. ما مجوز نداریم بلکه پروانه اجرای نمایش داریم. یعنی خود این واژگان تعاریفی دارند که برای ما مسئولیت هایی را به وجود می آورد. این مساله حتما جزو کارهایم هست و برای اطلاعات تان عرض کنم که سه چهار سالی بود که شورای مرکزی ارزیابی و صدور پروانه اجرائی نمایش، نداشتیم. در حالی که طبق آئین نامه مصوب شورای عالی انقلاب فرهنگی، دو ماهی هست که این شورا شکل گرفته و یکی از کارهایش، بازبینی در همین ضوابط و مقررات است که آنها را به شورای عالی هنر و شورای عالی انقلاب فرهنگی پیشنهاد بدهیم.
در رابطه با نظارتی که در حین اجرای نمایش ها به انجام می رسد، به سبب پیشینه بازیگری خودم می گویم وقتی بازنگری به انجام می رسد، تعاملی باید شکل بگیرد. چونکه وقتی کسی از بیرون کار را می بیند، نگاهی دارد و باید به این نگاه بیرونی احترام گذاشت. این نگاه بیرونی می تواند سلایق مختلفی داشته باشد ولی قسمتی از برآیند فکری جامعه است و می توان به آن فکر کرد و نسبت به آن انعطاف نشان داد. در رابطه با نظارت های حین اجرا، گاهی به جلسات کارشناسی برمی گردد که مثلاً گفته شده این صحنه می تواند این باز برخورد را داشته باشد که شاید به نمایش صدمه بزند یا این لباس، پوشش، دیالوگ و... می تواند پیامدهایی داشته باشد و ما هم بر اساس اعتمادمان به هنرمند به همکارمان می گوییم پروانه اجرای نمایش صادر بشود ولی پس از صدور پروانه نمایش، می بینیم گروه، کار خودش را می کند. ازاین رو مجدداً با آنان وارد صحبت می شویم که طبیعتا ناراحت می شوند. ضمن این که این وضعیت برای من هم بعنوان خدمتگزار تئاتر دردسرساز است چون باید مجدداً یک نشست کارشناسی دیگر برگزار نماییم و افرادی از بیرون بیایند و خلاصه این روند، وقتگیر است. چرا باید باردیگر کاری نماییم، چون از اعتماد و تعاملی که شکل گرفته، خارج شده ایم و یک طرف از خروجی که مورد تایید دو طرف بوده، تمکین نکرده است.
گاهی دوستان می گویند با همین تغییرات، جلو برویم تا ببینیم چه پیش می آید، طبیعتا مشکلاتی پیش می آید. علی ای حال در جامعه ما هم مانند هر جامعه دیگری، تفکرات و سلایق مختلف وجود دارد. بحث ما این نیست که کاری سانسور بشود، بحث ما این است که هنرمند و کارش صدمه نبینند. با همین رویکرد، هیچگاه خودم و همکارانم نگاه سلبی نداشته ایم و قبل از هر اتفاقی اهتمام می نماییم آگاهی لازم را به یکدیگر بدهیم و لازمه این کار این است که بیشتر به یکدیگر اعتماد نماییم.
ـ در رابطه با دفاع از گروه ها صحبت کردیم و گفتید که می توانیم در این مورد کارهایی انجام بدهیم. هم اکنون در حوزه اینترنت و تبلیغات مشکلاتی داریم و همچنان هم فیلترینگ وجود دارد که سبب شده با وجود رفع قسمتی از مشکلات، هنوز دسترسی به اینترنت برای یکسری از افراد دشوار باشد. از آنجاکه با شهرداری درحال تبادل نظر هستید، آیا این امکان وجود دارد که بتوانیم امکانات دیگری را مثلاً تبلیغات شهری را جایگزین کنیم؟
همکاران من در روابط عمومی زحمت این کار را کشیده اند و با مساعدت شهرداری حدود ۱۰ یا ۱۵ بیلبورد از عکس تئاتر شهر در سطح شهر به شکل مجانی و با محتواهایی در رابطه با کلیت تئاتر، خواهیم داشت. امیدواریم بتوانیم تا برطرف شدن مشکلات اینترنت، شرایط تبلیغات محیطی و شهری را پررنگ نماییم. علاوه بر این، می کوشیم پلت فرم و سامانه ای که در اختیار خودمان و متعلق به تئاتر ایران است، با شرایط ویژه تری در خدمت هنرمندان عزیز قرار بگیرد.
ـ گفتگوی ما به انگیزه هفته دولت به انجام می رسد. باتوجه به دغدغه ای که شما همواره نسبت به تئاتر استان ها داشته اید، اگر خبر خوشی در این مورد دارید، ممنون می شویم که بفرمایید.
ساماندهی وضعیت انجمن ها جزو برنامه های ماست که از فضای انتصابی به فضای دموکرات تر و مردم سالاری و شایسته سالاری برسدکه قسمتی از آن، پیش از حضور بنده انجام شده و پس از بنده هم ادامه خواهد داشت. در این راستا، انتخابات انجمن های هنرهای نمایشی، واگذاری اماکن نمایشی به انجمن ها و تقویت انجمن های هنرهای نمایشی بعنوان نهادهای صنفی و حتی مردمی هنر نمایش، برنامه هایی است که داریم بر آن کار می نماییم. در کنار این، به سبب بالا بودن سطح تولیدات استان ها، برنامه هایی داریم مانند راه اندازی تئاتر شهر استان ها و تماشاخانه های دائمی که لاجرم همه بودجه آن از بودجه وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی تأمین نمی شود بلکه از تمامی نهادها کمک می گیریم. مثلاً شهرداری در خیلی از استان ها این کار را انجام داده و تئاتر شهر و تماشاخانه های دائمی بوجود آورده است. اینها جزو برنامه هایمان است که انشالله بتوانیم آنها را محقق نماییم.
ـ برگردیم به بخش اول صحبت مان، آقای نادری عموم مردم شما را به واسطه فعالیت هایتان در حوزه بازیگری می شناسند و حالا مسئولیت مرکز هنرهای نمایشی را بر عهده گرفته اید که کار پرزحمت و وقتگیری است. آیا پذیرش این مسئولیت، سبب نمی شود که از حرفه اصلی تان دور بشوید؟ در این مورد دغدغه ای ندارید؟
حرف دلم را زدید و ممکنست با لحن غم انگیزی به این پرسش پاسخ بدهم. بله دغدغه من، تئاتر و بازیگری برای خودم بود و وقتی مسئولیت قبول می کنم، به دغدغه تئاتر پاسخ می دهم ولی دغدغه بازیگری خودم از بین می رود. بنابراین ناچار شدم پروژه هایی را که داشتم هم در تئاتر و هم کار تصویری، رد کنم چون حس کردم باید در سنگر دیگری کمک کنم. طبیعتاً برخی از همکارانم این مساله را درک می کنند و می گویند این مسئولیت به ضرر تو شد ولی ما خوشحالیم. از این پیام ها ممنونم ولی عموم مردم که این شرایط را نمی دانند، وقتی در خیابان به من می گویند دیگر نیستی، انگار کسی با چاقو به قفسه سینه ام می زند. نمی توانم توضیح بدهم که من رفته ام در اتاقی و پشت میزی نشسته ام تا بستر مناسبی برای فعالیت همکاران و هم صنفانم مهیا کنم ولی طبیعتاً برای فعالیت شخصی ام دردآور است اما نمی خواهم خیلی تلخ صحبت کنم اما مدیریت برای کسی که روی صحنه نفس کشیده، زندگی کرده و مقابل دوربین بوده، یک سم است. در عین حال حس می کنم باید این کار را انجام بدهم و تمام قد در خدمت جامعه تئاتر و هنر این کشور خدمت خواهم کرد.
منبع: این با من
این مطلب را می پسندید؟
(1)
(0)
تازه ترین مطالب مرتبط
نظرات بینندگان در مورد این مطلب
نظر شما در مورد این مطلب
نام:
ایمیل:
نظر:
سوال:
= ۶ بعلاوه ۲