از شوک عشق ابدی تا سر کشیدن ادرار شتر
این با من: حضور غیرمنتظره چهره های حاشیه ساز فضای مجازی، مدعیان طب غیرعلمی و نخبگان ساختگی در برنامه های زنده صداوسیما، دیگر یک اتفاق مقطعی نیست؛ بلکه نشانه ای از یک چالش ساختاری در رسانه ملی است. گزارش حاضر با بررسی پرونده های جنجالی سالیان اخیر از داستان برنامه «عشق ابدی» که جدیدترین حاشیه صدا و سیماست و ادعاهای خطرناک در بحران های سلامت تا نسخه های عجیب اقتصادی و مواضع تفرقه افکنانه به لطمه شناسی علل پناه بردن صداوسیما به استراتژی «ویرال سازی زرد» و راهکارهای خروج از این بحران اعتباری می پردازد.
ریحانه اسکندری: حاشیه سازان فضای مجازی تا مدعیان شبه علم؛ صدمه شناسی ساختاری حضور میهمانان جنجالی در برنامه های صدا و سیما حضور غیرمنتظره پژمان، یکی از چهره های مطرح در برنامه اینترنتی «عشق ابدی»، در برنامه تلویزیونی "خط قرمز" صدا و سیما با مجری گری ژیلا صادقی، بار دیگر توجه کارشناسان، تحلیل گران رسانه و افکار عمومی را به سیاستهای دعوت از میهمانان در تلویزیون جلب کرد.
این شرکت کننده برنامه عشق ابدی پس از حضور در برنامه و حواشی آن هم در صفحه اینستاگرام خود نوشت: من حرفم را از روی احساس لحظه ای نزدم؛ از روی باوری گفتم که سال ها به آن رسیده ام. من به ایستادگی احترام می گذارم؛ به کسی که تا آخرین لحظه کشورش را ترک نکرد، مسئولیتش را رها نکرد و در همان مسیری که برگزیده بود جانش را از دست داد.
این رویداد که بازتاب گسترده ای در شبکه های اجتماعی داشت، صرفاً یک اتفاق فردی یا مقطعی نیست، بلکه نشان دهنده یک روند مستمر در برنامه سازی سالیان اخیر صدا و سیما است. در این روند، تریبون های سراسری بارها به چهره های فاقد صلاحیت علمی، نخبگان ساختگی، مدعیان طب غیرعلمی و صاحبان سخنان جنجالی اختصاص یافته است. بررسی تحلیلی این رویه نشان میدهد که تضعیف سازوکارهای اعتبارسنجی محتوا و گرایش به جلب مخاطب از راه شگردهای حاشیه سازی، چه طور اعتبار حرفه ای تلویزیون را تحت تاثیر قرار داده و دستاوردهای اجتماعی و روانی مختلفی به دنبال داشته است.
ورود حواشی شبکه های اجتماعی به قاب تلویزیون؛ داستان برنامه عشق ابدی و گفتگوهای جنجالی دعوت از چهره هایی که شهرت آنها نه بر پایه دانش، تخصص یا دستیافته های حرفه ای، بلکه بر مبنای حضور در برنامه های واقع نمای اینترنتی و رفتارهای حاشیه ای در فضای مجازی شکل گرفته، یکی از نمودهای تغییر رویکرد برنامه سازان صدا و سیما است.
حضور پژمان، از شرکت کنندگان مجموعه «عشق ابدی»، در گفتگوی تلویزیونی صدا و سیما با اجرای ژیلا صادقی، نمونه ای روشن از این سیاست برنامه سازی است. این اقدام با واکنش های انتقادی فراوانی در بین فعالین رسانه ای مواجه شد، چونکه نشان دهنده سعی برای وام گیری مخاطب از برنامه های اینترنتی بدون باز تعریف محتوایی مناسب برای آنتن سراسری بود.
ژیلا صادقی در این برنامه با تاکید بر این که این شخص نه سوابقش در آن برنامه کاملا مشخص را الگوی جوانان معرفی نمی کند کسی که بواسطه تحصیلات و تیپ و قیافه می تواند میلیونها بار بیشتر روی جوانان ایرانی اثر بگذارد.
ادعایی که می تواند بار دیگر مسئله شناخت اهالی صدا و سیما از مخاطبان بالقوه شان را مورد بررسی قرار دهد.
تصویری از برنامه مذکور البته برنامه ها با مجری گری ژیلا صادقی همیشه حواشی قابل توجهی داشته است. نمونه اش همان دختری که در برنامه گفت " خشتک اسرائیل را پرچم می کنیم". یا زنی که مدعی بود قبل از این به عنوان رپ فعالیت می کرده و قصد مهاجرت داشته اما ناگهان گرفتار تحول فکری شده و چادر را برگزیده است. در این برنامه، گفتگو بدون بررسی سوابق ادعا شده و صرفاً بر پایه روایتی یک طرفه و شتاب زده پیش رفت. کارشناسان رسانه اعتقاد دارند که عرضه چنین الگوهایی در تلویزیون، بدون صدمه شناسی دقیق و تحلیل عمیق دلیلهای تحولات اجتماعی، صرفاً جنبه نمایشی داشته و هدف آن ایجاد شوک خبری و جلب توجه آنی در شبکه های اجتماعی است.
تصویری از برنامه مذکور خود ژیلا صادقی هم به عنوان مجری، طی سالیان اخیر به سبب اتخاذ مواضع نوسانی، پوشش های جنجالی بر روی آنتن زنده مانند پوشیدن کت و دامن در برنامه «سلام بامداد بخیر» شبکه سه، ادعاهای متناقض در رابطه با قوانین پوشش در سازمان، و اعلام داشتن تابعیت دوگانه کشور آمریکا، همیشه در مرکز حاشیه های خبری قرار داشته است. حضور مهمانانی با سوابق غیرشفاف در کنار مجریانی که خود کانون حاشیه هستند، نشان میدهد که قسمتی از شبکه های صدا و سیما معیارهای سنتی برنامه سازی گفتگومحور را به نفع الگوی ویروسی سازی محتوا عقب رانده اند.
ژیلا صادقی ترویج شبه علم و تجویزمصرف مواد غیربهداشتی در بحران های سلامت عمومی یکی از پرآسیب ترین ابعاد حضور میهمانان نامناسب در صدا و سیما، به حوزه بهداشت و سلامت عمومی مربوط می شود. در دوران همه گیری بیماری کرونا که جامعه نیازمند دریافت اطلاعات دقیق، علم محور و آرامش بخش از جانب متخصصان پزشکی بود، تریبون های تلویزیونی و محتواهای تصویری وابسته به صدا و سیما در مواردی به بستری برای عرضه ادعاهای خرافه آمیز و غیرعلمی تبدیل شد.
در شاخص ترین نمونه، مهدی سبیلی، که خویش را مدیر انجمن علمی و آموزشی طب الصادق معرفی می کرد، در ویدئوها و بازنشر رسانه ای محتواهای خود، نوشیدن ادرار شتر را به عنوان راهکار پیشگیری و درمان بیماری کرونا تجویز کرد و برای اثبات ادعای خود، در مقابل دوربین مبادرت به سر کشیدن یک لیوان از این مایع نمود.
این اقدام موجی از بهت، حیرت و انتقادهای شدید را در جامعه پزشکی و افکار عمومی ایجاد کرد.
قبل از این رویداد نیز، جریان های مدعی طب اسلامی به سرکردگی عباس تبریزیان و مریدانی همچون مرتضی کهنسال، نسخه های مختلفی همچون استعمال «روغن بنفشه» و استفاده از ترکیبات ثبت نشده ای مانند «داروی امام کاظم» را برای درمان قطعی کرونا در فضای رسانه ای مطرح کرده بودند.
اقدام قبلی عباس تبریزیان در آتش زدن کتاب مرجع پزشکی «هاریسون» که یکی از معتبرترین کتاب های درسی آموزش پزشکی در جهان است، پیش زمینه فکری این جریان را آشکار ساخته بود؛ جریانی که تلاش می کرد بدیهیات علمی مورد پذیرش جامعه پزشکی را به چالش بکشد.
اعطای تریبون مستقیم یا بازنشر بدون نقد سخنان این افراد در برنامه های صدا و سیما، تبعات سنگینی برای بهداشت عمومی داشت.
در حالی که کادر درمان کشور تحت شدیدترین فشارها قرار داشت، پخش این گونه ادعاها سبب سردرگمی قسمتی از مردم در تشخیص راهکارهای واقعی درمان، تأخیر در رفتن به مراکز درمانی و در نهایت به خطر افتادن جان شهروندان شد. این مسئله ضعف عمیق سازوکارهای اعتبارسنجی علمی در انتخاب میهمانان برنامه های پزشکی صدا و سیما را به تصویر کشید.
پدیده نخبگان ساختگی؛ داستان حسین عطایی و سوءاستفاده از احساسات عمومی اعتماد شتاب زده برنامه سازان صدا و سیما به ادعاهای اثبات نشده، در دیماه سال ۱۳۹۶ در برنامه صبحگاهی «حالا خورشید» شبکه سه به تهیه کنندگی و اجرای رضا رشیدپور، جنجالی بی سابقه به پا کرد. در این برنامه، کودکی ۱۰ ساله به نام حسین عطایی سنگرودی به عنوان «نابغه برجسته طراحی خودرو» و «مخترع بین المللی» به مخاطبان ارائه شد.
این کودک در مقابل مجری برنامه ادعا کرد که چندین اختراع ثبت شده همچون پهپاد عمودپرواز و قایق تندرو جنگی دارد، به سبب سطح بالای دانش در دانشگاه ها به دانشجویان تدریس می کند و از شرکتهای بزرگ خودروسازی جهان مانند «تسلا» و «ولوو» پیشنهادهای کاری رسمی دریافت کرده است.
مجری برنامه و تیم تولید بدون مطالبه مدارک مستند، این ادعاها را پذیرفتند و آنرا به عنوان نمونه ای از درخشش استعدادهای داخلی و بی توجهی مسئولان مطرح نمودند. حتی برخی مسئولان اجرایی وقت هم تحت تاثیر این پخش زنده، برای سودجستن از مستشار جوان پیام صادر کردند.
با این وجود، به فاصله کوتاهی بعد از پخش برنامه، روزنامه نگاران مستقل و مجموعه های درستی سنجی رسانه ای به بررسی ادعاهای طرح شده پرداختند.
استعلام های انجام شده نشان داد که هیچ نوع پیشنهاد کاری یا ارتباطی میان شرکتهای تسلا و ولوو با این کودک وجود نداشته و ادعای استخدام کاملا ناصحیح بوده است. علاوه بر این، بررسی نتایج آزمون نرم افزار تخصصی طراحی (کتیا) که این کودک مدعی کسب جایگاه اول در آن شده بود افشا کرد که وی در آزمون مربوطه درصد منفی کسب کرده و در جایگاه پایانی قرار گرفته است.
بعد از بالا گرفتن انتقادات، پدر این کودک در تماس تلفنی دیگری با برنامه «حالا خورشید» کوشش کرد ادعای قبلی را تعدیل کند و ادعا کرد منظور از پیشنهاد کار، سرمایه گذاری ۱۰ ساله این شرکتها روی فرزندش بوده است.
صدمه اصلی این رویداد، متوجه رسانه و خود کودک شد؛ صدا و سیما به سبب غفلت از بررسی های اولیه علمی، بستری برای نمایش ادعاهای غیرواقعی فراهم نمود و کودکی ۱۰ ساله را در رویارویی با فشار روانی شدید و نقد رسانه ای قرار داد.
این پرونده شباهت های ساختاری زیادی با موارد گذشته داشت؛ همچون داستان دختری شانزده ساله که سال ها قبل مدعی کشف انرژی هسته ای در آشپزخانه خانه خود شده بود و سخنانش بدون ارزیابی کارشناسی به سطح رسانه ها و اظهارات رسمی راه یافته بود.
توصیه های ناهمخوان با واقعیت های اقتصادی؛ نسخه قناعت در برنامه زنده باد زندگی یکی دیگر از عرصه های بروز جنجال در صدا و سیما، حضور کارشناسانی است که در شرایط فشارهای معیشتی و تورم، سفارش هایی دور از واقعیت های ملموس زندگی مردم عرضه کرده اند. این گونه اظهارنظرها بارها واکنش های تند جامعه را به دنبال داشته است.
در اسفندماه سال ۱۳۹۹، در برنامه «زنده باد زندگی» از شبکه دو صدا و سیما، کارشناسی با مدرک دکترای مدیریت آموزشی حضور یافت و در بررسی مشکلات معیشتی و گرانی مواد غذایی به مردم سفارش کرد: «سطح انتظارات و توقعات خویش را پایین بیاورید تا چرخ زندگی بچرخد. اگر اجناس گران شده، گوشت، مرغ، میوه و آجیل کمتر بخورید. اگر یک هفته میوه نخوریم هیچ اتفاقی نمی افتد. برنج خالی بخورید و قناعت کنید».
بازتاب این سخنان در جامعه و شبکه های اجتماعی بسیار سنگین بود. تحلیل گران اجتماعی و مطبوعات با انتقاد از رویکرد برنامه تاکید کردند که کارشناس مدعو، مفهوم «قناعت» را که تصمیمی داوطلبانه در شرایط تمکن مالی است، با «فقر تحمیلی» خلط کرده است.
روزنامه های مختلف با تیترهایی همچون «مردم را عصبانی نکنید» به تحلیل این مسئله پرداختند که چه طور صدا و سیما با اعطای تریبون به اشخاصی فاقد دانش اقتصادی، مسئولیت مشکلات ساختاری و تورم را به دوش الگوی مصرف شهروندان می اندازد و نسخه حذف نیازهای اولیه تغذیه ای را برای خانواده ها می پیچد.
پخش این سفارش ها نشان داد که غفلت از سنجه های کارشناسی و عدم درک واقعیت های جامعه از جانب میهمانان دعوت شده، تا چه میزان می تواند به خشم عمومی دامن زده و فاصله میان مخاطبان و صدا و سیما را عمیق تر کند.
دوقطبی سازی ایدئولوژیک بر روی آنتن زنده؛ ادعای مالکیت کشور در شبکه افق در کنار حواشی پزشکی، علمی و اقتصادی، آنتن زنده صدا و سیما در قسمت گفتگوهای سیاسی و اجتماعی هم بارها شاهد حضور مهمانانی بوده است که مواضع انحصارطلبانه و دوقطبی کننده مطرح کرده اند.
یکی از جنجالی ترین نمونه ها در این حیطه، حضور منصوره معصومی اصل در یکی از برنامه های زنده شبکه افق بود. وی در این برنامه با انتقاد شدید از مدیران صدا و سیما به سبب دعوت از چهره های منتسب به طیف های مختلف سیاسی برای تحلیل رویدادهای منطقه ای و جنگ غزه، اظهار داشت: «چرا اشخاصی با دیدگاه های متفاوت را دعوت می کنید؟ به ما می گویند این کشور برای همه است، اما این طور نیست؛ این مملکت مال حزب اللهی هاست».
انتشار قطع های ویدیویی این گفتار در فضای مجازی، موج گسترده ای از اعتراض ها را از جانب شخصیت های سیاسی، حقوق دانان و عامه مردم برانگیخت. منتقدان خاطرنشان کردند که پخش چنین اظهاراتی از رسانه ای که از بودجه عمومی و بیت المال تغذیه می کند، نشان دهنده نفوذ دیدگاه های حذف گرایانه در فرآیند برنامه سازی است.
این رویداد صدمه های ناشی از اعطای تریبون سراسری به اشخاصی که خط کشی های شدید منطبق بر نادیده گرفتن تنوع جامعه عرضه می دهند را به روشنی برجسته ساخت.
تحلیل ساختاری دلایل تکرار جنجال ها در برنامه های صدا و سیما تکرار حضور میهمانان جنجالی و فاقد صلاحیت در برنامه های مختلف صدا و سیما، نشان دهنده وجود موانع فنی در مراحل ساخت محتوا است. تحلیل این وضعیت ابعاد زیر را روشن می سازد:
افت مخاطب و پناه بردن به استراتژی ویرال سازی با گسترش شبکه های اجتماعی و کاهش نسبی آمار بینندگان تلویزیون بعضی از تهیه کنندگان و مدیران گروه صدا و سیما، جلب توجه به هر قیمت را به عنوان استراتژی اصلی خود برگزیده اند.
در این رویکرد، دعوت از چهره های حاشیه ساز اینستاگرام یا اشخاصی با سخنان شاذ و غیرمعمول، روشی کم هزینه برای دیده شدن برنامه و ورود به ترندهای خبری بحساب می آید.
تضعیف و انفعال تیم های پژوهشی و سردبیری در الگوی استاندارد برنامه سازی گفتگومحور: حضور هر میهمان نیازمند ارزیابی سوابق، اعتبارسنجی ادعاها و استعلام از مراجع ذی ربط توسط تیم پژوهش است. اما در سالیان اخیر، نقش سردبیران و محققان در خیلی از برنامه ها تشریفاتی شده و تصمیم گیری در رابطه با دعوت از افراد، غالبا بر مبنای جذابیت های ظاهری، سفارش های بیرونی یا تعداد دنبال کنندگان فرد در فضای مجازی صورت می گیرد.
استانداردهای دوگانه در دروازه بانی محتوا: در حالیکه معیارهای سخت گیرانه ای بر روی پوشش، ادبیات و مواضع هنرمندان، متخصصان و کارشناسان مستقل اعمال می شود، در مقابل، برخی افراد با ادعاهای عجیب یا مواضع رادیکال، بدون عبور از فیلترهای ارزیابی کیفیت، به آسانی به آنتن زنده راه می یابند. این عدم توازن در دروازه بانی، کیفیت کارشناسی محتوا را پایین آورده است.
عدم پاسخ گویی شفاف و فقدان مسئولیت پذیری رسانه ای: در غالب مواردی که ادعاهای ناصحیح یا سخنان جنجالی بر روی آنتن مطرح گردیده است، صدا و سیما به جای عذرخواهی رسمی یا اصلاح شفاف اطلاعات عرضه شده، به نادیده گرفتن موضوع یا عرضه توضیحات غیرمستقیم بسنده کرده است. این رویه سبب شده که مجریان و تهیه کنندگان خطای ناشی از عدم بررسی سوابق میهمانان را تکرار کنند.
دستاوردهای اجتماعی و راهکارهای اصلاح روند برنامه سازی استمرار حضور میهمانان نامناسب و اعطای تریبون به چهره های جنجالی، صدمه های عمیقی به همراه دارد. اولین پیامد این وضعیت، سلب اعتماد عمومی از صدا و سیما به عنوان یک مرجع خبری و آموزشی است.
هنگامی که مخاطب شاهد پخش ادعاهای تکذیب شده یا نسخه های پزشکی مضر از تلویزیون باشد، اعتبار کلام کارشناسان واقعی هم در ذهن جامعه خدشه دار می شود.
علاوه بر این، برجسته سازی نخبگان جعلی و چهره های حاشیه ساز، الگوسازی نادرستی برای جوانان بوجود آورده و ارزش کوشش های علمی و حرفه ای متکی بر مطالعه و تخصص را کم می کند. همین طور طرح سفارش های ناهمخوان با وضعیت معیشتی مردم یا سخنان تفرقه افکنانه، احساس فاصله میان مسئولان رسانه و بدنه جامعه را زیاد می کند.
برای اصلاح این رویه، بازبینی جدی در ساختار برنامه سازی صدا و سیما ضرورت دارد. این اصلاحات نیازمند قدمهای زیر است:
احیای نقش اتاق های فکر و هیأت های سردبیری مستقل در برنامه ها و الزام آنها به استعلام دقیق مدارک و ادعاهای میهمانان قبل از ضبط یا پخش زنده.
تدوین دستورالعمل های شفاف برای حضور مدعیان علوم تجربی و طب، و ممنوعیت مطلق پخش نسخه های درمانی اثبات نشده بر روی آنتن سراسری.
تغییراستراتژی از «جلب مخاطب بوسیله جنجال آفرینی زرد» بسمت «تولید محتوای عمیق، کارشناسی و متکی بر نیازهای واقعی جامعه».
پاسخ گویی رسمی و اصلاح اطلاعات ناصحیح پخش شده در کمترین زمان ممکن، جهت حفظ احترام به مخاطبان.
تنها با رعایت معیارهای حرفه ای روزنامه نگاری و سنجش دقیق صلاحیت مدعوین است که صدا و سیما می تواند نقش خویش را به عنوان رسانه ای آگاهی بخش و مورد اعتماد جامعه ایفا کند.
ژیلا صادقی در این برنامه با تأکید بر اینکه این شخص نه سوابقش در آن برنامه کاملا مشخص را الگوی جوانان معرفی نمی کند کسی که بواسطه تحصیلات و تیپ و قیافه می تواند میلیون ها بار بیشتر روی جوانان ایرانی اثر بگذارد. علاوه بر این، بررسی نتایج آزمون نرم افزار تخصصی طراحی (کتیا) که این کودک مدعی کسب جایگاه اول در آن شده بود افشا کرد که وی در آزمون مربوطه درصد منفی کسب کرده و در جایگاه پایانی قرار گرفته است. به ما می گویند این کشور برای همه است، اما این طور نیست؛ این مملکت مال حزب اللهی هاست.
این مطلب را می پسندید؟
(1)
(0)
تازه ترین مطالب مرتبط
نظرات بینندگان در مورد این مطلب
نظر شما در مورد این مطلب
نام:
ایمیل:
نظر:
سوال:
= ۷ بعلاوه ۱