نمایشی شدن و گسترده نبودن هفته کتاب
به گزارش این با من، تاملی در هفته ای به نام کتاب/ 2
پیشتر به گونه ای گذرا سابقه و اهداف برنامه ای ملی به نام هفته کتاب را مرور کردم و حال می کوشم بر مبنای مولفه های اساسی تعریف شده، به ارزیابی بپردازم.
شمول حداکثری
هنوز برنامه های هفته کتاب آنچنان که باید و شاید شمول و دربرگیری کافی نیافته است و شاهد تبدیل کتابخوانی به یک «مسئله و دغدغه» نه در سطح عمومی، که حتی در مقیاس حاکمیتی نیستیم و این برنامه به صورت گسترده و نهادینه در قسمت عمومی و دولتی هم دارای پایگاه مستحکمی نشده است. آن چه با عنوان برنامه های هفته کتاب در قسمت عمومی، سازمان ها و نهادهای سه قوه، نیروهای نظامی و انتظامی، بانکها و مؤسسات اقتصادی، کارخانجات و بخش صنعت، بازار و اصناف و بخش تجارت و تجاری و حتی در وزارت خانه های مختلف در زیر مجموعه دولت مشاهده می شود، چندان گسترده و زیربنایی نیست. این اتفاق حتی در داخل وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی هم قابل مشاهده است؛ به این معنا که شما در معاونت های مطبوعاتی، هنری، قرآنی و سینمایی وزارت ارشاد و یا سازمان های تابعه آن در اوقاف، فرهنگ و ارتباطات اسلامی، حج و زیارت، بنیاد انیمیشن، بنیاد بازیهای کامپیوتری، کانون های فرهنگی مساجد و... کمتر نمودی از برنامه های کتاب محور در این ایام مشاهده می فرمایید و چه بسا اصلا مدیران و کارشناسان و کارمندان آن معاونت ها و سازمان ها از این که در هفته کتاب به سر می بریم و جا دارد ایشان به عنوان متولیان فرهنگ در اینروزها مصروف و معطوف ترویج کتاب و مطالعه باشند بی خبرند. (نهاد کتابخانه های عمومی به سبب آن که اساسا سازمانی خاص کتاب و کتابخوانی است، از این منظر در بین زیر مجموعه های وزارت ارشاد یک استثنا است.)
واسپاری و کاهش تصدی گری
با وجود تلاشهای مدیران فعلی و سابق و اسبق، همچنان تعداد قابل توجهی از برنامه های اصلی هفته کتاب در معاونت فرهنگی وزارت ارشاد و در ستاد این برنامه که ذیل آن معاونت تعریف شده برنامه ریزی می شود و با بودجه این معاونت اجرا می گردد. در حالیکه هدف اصلی و اولیه فرهنگ سازی و تشویق و ثبت برنامه ها توسط وزارت ارشاد و طراحی و اجرای آن توسط دیگر بخش های دولتی و خصوصی بخصوص تعاونی ها، تشکل ها و نهادهای مدنی است.
این مبحث که هنوز هفته کتاب رویدادی دولتی و وزارت ارشادی است، می تواند دلایل مختلفی داشته باشد که عدم رغبت مدیران دولتی به تعامل با دیگران، (حتی با ادارات دیگر سازمان خود و چه برسد با بخش خصوصی و مدنی) یکی از آن و کندی و ناچابکی نظام اداری و قواعد دست و پاگیر و ترس از مواجهه با پرونده های نظارتی از دیگر علل است. در مجموع باوری محکم و ریشه داردر نظام اداری وجود دارد که کاری نکردن بهتر از کار جدید و تجربه ناشده و نامعمول است.
کاربردی بودن و پرهیز از نمایش
مقوله دیگر نمایشی شدن بخشی از آداب این رویداد است. هفته کتاب به آیینی تبدیل گشته که شامل مناسکی است. مناسکی که تنها جنبه تمثیلی و نمایشی دارند و انتظار کاربرد و تأثیر از آن نمی رود. رویکرد نمایشی و آیینی به برنامه های هفته کتاب در بعضی ارکان آن قابل مشاهده می باشد. معمولاً دو ماهی پیش از برگزاری هفته کتاب، اعضای شورای سیاستگذاری و دبیر و رئیس این برنامه از طرف وزیر ارشاد معرفی می گردند. شورای سیاستگذاری که متشکل از چهره های فرهنگی شناخته شده در کنار چند مدیر اداری وزارت ارشاد هستند. علی القاعده این افراد باید برای برنامه های این هفته سیاستگذاری کنند اما در عمل جلسات شورا از سه چهار جلسه صوری و فرمایشی که در آن بحث های کلی و مبنایی مطرح می شود فراتر نمی رود و در بعضی از دوره ها که مدیران از ریشه اعتقادی به دخالت دیگران در برنامه های خود ندارند، برگزاری جلسات شورای سیاستگذاری تنها به یک جلسه معارفه و تقدیم احکام محدود می ماند و به نحو مضحکی صوری بودن آن علنی می شود.
همین طور جلسه دیگری که معمولاً با تشکل ها و انجمن های فرهنگی در هر دوره برگزار می شود اما معمولاً این جلسات بعد از دو یا سه بار رها می شود و حرف ها در حد کلیات و مقدمات و انتقادات عمومی و چند دقیقه فرصت صحبت برای هر تشکل باقی می ماند و در عمل این نهادها نقش تعیین کننده و محوری در سیاست گذاری، برنامه ریزی و ارزیابی هفته کتاب نمی یابند.
واگذاری و تعامل یا نهادهای مدنی و انجمن های فرهنگی
هفته کتاب موفق رویدادی کاملا مردمی و متکی به جامعه مدنی است. با همان رویکرد آیینی و تمثیلی یک ماه پیش از هفته کتاب از برخی با انجمن ها و اصناف خواسته می شود پیشنهادات خویش را برای هفته کتاب اعلام نمایند. البته معمولاً نه مهلتی برای آن پیشنهادها وجود دارد و نه بودجه ای. برای همین تشکل ها و انجمن ها بسته به حسن رابطه با ارشاد و توان مالی خود یک یا چند برنامه را که از پیش مد نظر داشته اند اجرا می کنند و برخی هم می توانند بابت آن برنامه ها کمک هایی از وزارت ارشاد دریافت نمایند.
در کل معمولاً میزان نقش آفرینی انجمن ها و تشکل ها و در مجموع بخش غیر حاکمیتی و جامعه مدنی در هفته کتاب نهادینه ناشده، اندک، در سطوح پایین و اجرائی و در حد کارگزاری و پیمانکاری است و از این بُعد میتوان گفت هفته کتاب در طول این شصت سال چندان به این هدف خود دست نایافته است.
حرف آخر اینکه این اتفاق حتی در داخل وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی هم قابل مشاهده است؛ به این معنا که شما در معاونت های مطبوعاتی، هنری، قرآنی و سینمایی وزارت ارشاد و یا سازمان های تابعه آن در اوقاف، فرهنگ و ارتباطات اسلامی، حج و زیارت، بنیاد پویانمائی، بنیاد بازی های کامپیوتری، کانون های فرهنگی مساجد و... (نهاد کتابخانه های عمومی به جهت آن که اساسا سازمانی خاص کتاب و کتابخوانی است، از این منظر در میان زیر مجموعه های وزارت ارشاد یک استثنا است.) واسپاری و کاهش تصدی گری با وجود تلاشهای مدیران فعلی و سابق و اسبق، همچنان تعداد قابل توجهی از برنامه های اصلی هفته کتاب در معاونت فرهنگی وزارت ارشاد و در ستاد این برنامه که ذیل آن معاونت تعریف شده برنامه ریزی می شود و با بودجه این معاونت اجرا می گردد. علی القاعده این افراد باید برای برنامه های این هفته سیاست گذاری کنند اما در عمل جلسات شورا از سه چهار جلسه صوری و فرمایشی که در آن بحث های کلی و مبنایی مطرح می شود فراتر نمی رود و در تعدادی از دوره ها که مدیران از ریشه اعتقادی به دخالت دیگران در برنامه های خود ندارند، برگزاری جلسات شورای سیاست گذاری تنها به یک جلسه معارفه و تقدیم احکام محدود می ماند و به نحو مضحکی صوری بودن آن علنی می شود.
این مطلب را می پسندید؟
(1)
(0)
تازه ترین مطالب مرتبط
نظرات بینندگان در مورد این مطلب
نظر شما در مورد این مطلب
نام:
ایمیل:
نظر:
سوال:
= ۴ بعلاوه ۳